تبليغاتX
مهاجرت نامه یک حسابدار به استرالیا

یکشنبه 27 فروردین1391

محله های سیدنی - پاراماتا و حومه (Parramatta)

من راستش زیاد از پاراماتا چیزی نمیدونم ولی یکی از خوانندگان وبلاگ که اون اطراف زندگی میکنه به نام آقا سروش محبت کردن و یه مطلبی در مورد اون محله و محله های اطراف تهیه کردن که من با کمترین دخل و تصرف میزارم اینجا

-------------------------------------------------------------------------------

زندگی در پاراماتا

تو این پست می خوام یه کم راجع به زندگی تو محله های اطراف پاراماتا توضیح بدم. من فقط می تونم یه سری مشخصات این محله ها رو بگم ولی همونجور که دوستان قبلاً گفتن تصمیم اینکه آدم کجا زندگی کنه به این بستگی داره که کدوم مشخصه ها مثل شلوغی یا خلوتی، بافت فرهنگی و ... براش مهم باشه. اول از خود پاراماتا شروع می کنم.

پاراماتا یکی از بزرگترین محله (suburb) های سیدنیه. با اینکه با قطار حدود 30-45 دقیقه تا مرکز شهر راهه ولی به خاطر شلوغی، مراکز تجاری، دسترسی راحت و سر راست و ... کاملاً شناخته شده است و تقریباً تمام امکانات رو داره. تا یادم نرفته اینم بگم ایرانیا تنها ملیتی هستن که با وجود تعداد نسبتاً زیاد تو سیدنی محله ای خاص که به نام اونا شناخته بشه ندارن. مثل عربا، هندیا و ... اما در مقایسه با بقیه محله ها پاراماتا تعداد زیادی ایرانی داره و کم پیش نمیاد تو مراکز خرید و غیره فارسی بشنوید.

هر محله بزرگ یه مرکز تجاری یا CBD (central business district) داره که برای پاراماتا همون اطراف ایستگاه قطارشه. همون روبروی ایستگاه قطار یه فروشگاه وستفیلد خیلی بزرگ هست که از بزرگترین مراکز خرید استرالیا از نظر مساحته. غیر از Big W که لوازم خونگی فروشیه و من اونجا ندیدمش تقریبا تمام فروشگاههای بزرگ و معروف دیگه تو این وستفیلد شعبه دارن و همه چی از لوازم خونه، لباس، خوارکی (هم سوپر مارکتی هم تازه) و حتی pet shop و ... پیدا میشه. 

از ایستگاه به سمت شمال رستورانا شروع میشه که نسبتا تعداد و تنوعشون زیاده. تو همون خیابون church به سمت شمال پاراماتا به فاصله 10 دقیقه پیاده روی یه فروشگاه کوچیک ایرانیه که واسه تهیه خورده ریزایی که پیدا کردنشون دردسره مثل نبات و زعفران و ... خوبه. 

چیزایی مثل نون و شیر و .... همه این چیزا رو هم داره ولی توصیه نمی کنم چون هم گرونتر از فروشگاههای زنجیره ایه هم بعضاً ممکنه تاره نباشن. یه رستوران نیمه ایرانی نیمه هندی هم تو همون خیابون church نزدیک پاراماتا هست که راستشو بگم تعریفی نداره. شمال غرب CBD هم پاراماتا پارکه که بزرگ و قشنگه. ظاهراً هم سیزده به درها پارک ملت میشه! در فاصله 10 دقیقه ای CBD پاراماتا یه ایستگاه قایق به مرکز سیدنی هم هست.

خود پاراماتا محله نسبتاً شلوغیه ولی در فواصل 15-30 دقیقه پیاده رویش میشه محله های نسبتاً خوب واسه زندگی پیدا کرد که از مزایای مرکزیت پاراماتا هم استفاده کنین.

Harris Park

محله هندی هاست و نزدیک پاراماتا. کلی رستوران هندی داره که 2-3 تاش خوبه و یکی از اونا رو هم خودمون امتحان کردیم. خود هریس پارک ایستگاه قطار داره ولی پیاده هم تا پاراماتا 10 دقیقست. بعضی خوارکی های مشترک ما با هندی ها رو هم میشه اینجا پیدا کرد. یه قصابی ایرانی/افغانی هم هست برای کسایی که دنبال گوشت حلالن یا مثل ما عاشق زبون گوساله! ضمناً مواد بعضی از خوراکی های ایرانی مثل گوشت آماده واسه کوبیده یا کوفته و جوجه کباب رو هم داره.

North Parramatta

همون شمال پاراماتاست که فروشگاه ایرانی هم توشه. زیاد رفت و آمد نداشتیم اونجا ولی ظاهراً بیشتر ایرانیای این اطراف اونجا زنگی می کنن. نزدیک 15 دقیقه پیاده تا مرکز پاراماتاست و خیابونای فرعیش خلوت و نسبتاً خوبن. ولی آپارتمان نوساز کمتر داره.

Rosehill

محله خود ماست. پیاده تا پاراماتا 20-30 دقیقست واسه همین اصلاً شلوغ نیست و خیلی بافت جدیدتری نسبت به هریس پارک و بقیه محله های اطرافش داره. آپارتمانای جدید نسبتاً زیاد داره. یه Woolworths هم داره که 5 روز هفته تا 12 شب و 2 روز دیگه تا 10 شب بازه و عملاً کار راه بندازه. نزدیک اونم یکی دو تا رستوران خوب و چند تا هم فست فود هست. در کل یه پکیج جمع و جور که واسه کار راه انداختن کافیه. وقتی هم که عجله نداشته باشین پاراماتا همه چی داره و خیلی دور نیست. یه ایستگاه قطار داره که تو خط اصلی سیتی به پاراماتا نیست. خط فرعیه کارلینگفورده که قطاراش خیلی کمتر از خط های دیگست. یه اتوبوس هم داره که باز خیلی مداوم نمیاد ولی مجموع این دو تا و در کل خیلی دور نبودنش از پاراماتا واسه حساب کردن رو حمل و نقل عمومی تقریباً کافیه. 

نوشته شده توسط عمو سجاد در 6:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 22 فروردین1391

پروسه کاریابی در استرالیا - سیدنی 3

این روزها یه مقدار زمانم محدود شده به دو علت

یکی اینکه دو تا مهمون عزیز از ایران داریم و آخر هفته ها رو به گشت و گذار میپردازیم و دوم اینکه تا هفته پیش درگیر جابه جایی کاری بودم.

دومین تجربه کاریابی من در استرالیا یه سری تفاوت هایی با تجربه قبلی داشت اول اینکه تو شرکتی که بودم (کار اولم) هنوز چند ما از قراردادم مونده بود برای همین از اوایل مارچ که بازار کار خوب شد سر صبر و بدون عجله و استرس شروع کردم به دنبال کار مورد علاقم گشتن

دومین فرق اینکه دیگه از توی Seek رفتن و اپلای کردن خبری نبود فقط به 4-5 تا کاریابی مختلف که از قبل میشناختم زنگ زدم و گفتم من یه همچین کاری میخوام و از اونجایی که دیگه استرس و ترسی نبود (بر خلاف دفعه اولی که دنبال کار میگشتم) خیلی دقیق میگفتم که چی میخوام

1. عنوان کار

2. حقوقش

و 3. محلش

البته این وسط گاهی وقتا ایجنت ها بامبول در میارن و مثلا میگن اینی که میگی نمیشه و زیاده و ...

مهمترین نکته چه تو کار اول چه تو کارهای بعدی اینه که توانایی های خودتون رو بشناسین و جایگاه خودتون رو در مارکت بدونین و خیلی هم واقع بینانه باشه.

یعنی نه توهم بزنین در مورد توانایی ها و نه اینکه خودتونو از اونچه که هستین کمتر ببینین

از خودتون و بازار یه ارزیابی واقع بینانه داشته باشین و روی اون سفت وایسین.

من این کار دومم رو از طریق MichaelPage پیدا کردم. اول بهم زنگ زدن و یه کاری بهم گفتن که از اون خواسته هایی که بهشون گفته بودم کمتر بود. اول گفتم نمیخوام اینو ولی اصرار کردن که مصاحبه رو برم و هی میگفت که بازار خرابه و ...

خلاصه من مصاحبه رو رفتم ولی گفتم این کار اونی که من میخوام نیست. خلاصه ماجرا اینکه 4 مرحله مصاحبه رفتم و بعد از اینکه قبول شدم گفتم نمیخوام (که البته تصمیم سختی بود، چون اون کار هم کار خوبی بود) ولی ریسک کردم...

بعد از اینکه گفتم نه پیش خودم گفتم حتما این کاریابی دیگه باهام کار نمیکنه ولی برعکس شد فردای روزی که قطعا گفتم اون کار رو نمیخوام از همون کاریابی یه ایجنت دیگه زنگ زد و یه کار دیگه بهم گفت که همونی بود که میخواستم.

به این نتیجه رسیدم که چون تو مصاحبه قبلی موفق شده بودم اینا اعتمادشون بیشتر شده بود و اون کاری که میخواستم رو فرستادنم برای مصاحبه که خدا رو شکر 3 مرحله مصاحبه هم خیلی خوب پیش رفت و این شد که امروز اولین روز کاری تو شرکت جدید بود.

به عنوان پست پایانی کاریابی چند تا نکته رو که قبلا هم گفته بودم خلاصه میکنم:

1. تو رشته حسابداری آژانسهای کاریابی نقش خیلی مهمی دارن. برای همین باید سعی کنید با شرکتهای بزرگ کاریابی حسابداری رابطه بگیرید. رابطه هم حتی الامکان باید شخصی باشه یعنی یکی دو نفر رو تو هر شرکت بشناسید. حتی الامکان باهاشون رو در رو ملاقات کرده باشید و هر از گاهی هم بهشون زنگ بزنید که کاملا بشناسنتون

2. ارزیابی دقیق و واقع بینانه ای از جایگاه خودتون تو بازار کار داشته باشید. اینکه چه کاری در توانتون هست. اون کار حقوقش چه رنجی داره و اینکه شما کجای اون رنج حقوقی قرار میگیرید

بازم تاکید میکنم نه توهم بزنید نه خودتون رو دست کم بگیرید. 

3. بعد از اینکه مطمئن شدید ارزیابیتون واقع بینانست دیگه تحت تاثیر حرف ایجنت قرار نگیرین و روی خواسته هاتون پافشاری کنید.

4. مصاحبه با شرکت خیلی مهمه. یه فید بک مثبت از طرف شرکت به کاریابی به شما کردیت میده و یه فید بک منفی هم ممکنه باعث بشه که کاریابی کلا بی خیال شما بشه و بزارتتون تو لیست سیاه!


امیدوارم همه اونایی که دنبال کار هستن کار ایده ال شون رو هر چه زودتر پیدا کنن


موفق باشید

نوشته شده توسط عمو سجاد در 17:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 21 اسفند1390

محله های سیدنی - نورث سیدنی (North Sydney)

امروز به محله همسایه نورث سیدنی میپردازم

نورث سیدنی بعد از میلسون پوینت دومین محله ایه که سمت راست اتوبان وقتی از پل هاربر بریج رد میشین واقع شده.

این محله بیشتر یه محله کاریه که کلی شرکتهای جور واجور توش هست.

بیشتر شرکتها هم در زمینه کامپیوتر و IT هستن. در طول روز کلی ادم تو این محله هست و موقع ظهر توی فود کورت های مراکز خرید جای سوزن انداختن هم نیست ولی آخر هفته هیچ خبری نیست و خیلی خلوت میشه.

نورث سیدنی یه مرکز خرید کوچیک به اسم Green Wood Plaza داره که بیشتر مغازه هاش نیازهای روزمره است ( که از coles یا woolworth گرون تره)  و یه چند تایی هم لباس فروشی داره و لوازم آرایشی و بهداشتی.

این محله به علت ناهار خوردن کسایی که اینجا کار میکنن پر از رستورانه از ملل مختلف. چند تایی هم بار هست که معمولا خلوته.

همینطور یه فروشگاه Aldi هم هست برای خرید مایحتاج منزل.

از نظر دسترسی خیلی محله خوبی محسوب میشه چون ظرف حدود 7-8 دقیقه با قطار میشه رفت سیتی.

همینطور آخر هفته میشه قدم زنان رفت Kiribili و تو رستورانا یا کافی شاپ های اونجا وقتی گذروند. یا از منظره هاربر لذت برد.

از پاتوق های این محله میشه به هتل قدیمی Rag & Famish اشاره کرد که الان به شکل Pub در اومده و تقریبا هیمشه پره.

یه هتل قدیمی هم به نام GreenWood هست که الان به شکل Club/Pub در اومده و پنج شنبه ها و جمعه ها توش پارتی برگزار میشه.

نقطه قوت محله به نظرم دسترسیشه و نقطه ضعفش هم گرونی و خلوت بودن در آخر هفتست.

------------------------------------------------

تا روز دیگه و محله دیگه شما خوانندگان عزیز رو به خدای بزرگ و مهربون میسپارم  ;)

نوشته شده توسط عمو سجاد در 5:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه 6 اسفند1390

محله های سیدنی - نیوچرال بی (Neutral Bay) و کریمورن (Cremorne)

در راستای ادامه نهضت معرفی محله های سیدنی که استارتشو احسان زد من هم با اجازه بزرگترها میخوام این دو تا محله رو معرفی کنم.

البته دامون هم قرار بود که بنویسه راجع به محله ها

خوشبختانه سیدنی انقدر بزرگه و محله زیاد داره که به هممون میرسه.

ما از اون اول که اومدیم یه دو ماهی هرنزبی بودیم که احسان توضیحات مبسوط داد راجع بهش فقط من یه نکته میخوام اضافه کنم اونم اینکه به نظرم از اونجا تا سیتی حداقل 1 ساعت راهه چون قطار تا سیتی 40 دقیقه است و بعدم با در نظر گرفتن رفتن به ایستگاه و انتظار و ... حداقل 1 ساعت میشه.

بعد از هرنزبی که اقامتگاه موقتمون بود با کلی تحقیق راجع به محله های مختلف در نیوچرال بی ساکن شدیم و الان چند ماهی میشه که اینجا هستیم.

البته این که میگم کلی تحقیق معنیش این نیست که اینجا بهترین جای سیدنیه چون انتخاب محله به نظرم کاملا به دیدگاه هر فرد بستگی داره برای یکی ممکنه بهترین جا خود سیتی باشه برای یکی هرنزبی برای یکی هم اوبرن!

معمولا همه که میان یکی از دغدغه هاشون انتخاب محله ست چون واقعا تعداد محله ها زیاد و بضعی وقتا تفاوتشون به اندازه تفاوت سفر از یک کشور به کشوری دیگست. برای همین انتخاب محله میتونه خیلی گیج کننده باشه.

یه روش خوب میتونه لیست کردن اولویت ها باشه. به نظر من اینا میتونه لیست ملاک ها باشه:

1. دوری و نزدیکی به مرکز شهر

2. بافت محله از نظر نوساز یا قدیمی ساز بودن خونه ها

3. بافت جمعیتی محله

4. مدرسه برای بچه دارها 

5. نزدیکی به محل کار 

6. دسترسی و حمل و نقل عمومی (اتوبوس، قطار ، فری)

7. نزدیکی به مراکز خرید یا سوپر مارکتها

8. زنده یا مرده بودن محله

و احتمالا از همه مهمتر بودجه

حالا به نظرم هر کسی با مرتب کردن این لیست به ترتیب اولویت میتونه در انتخاب محله راحت تر باشه.

برای ما اولویتمون نزدیکی به شهر و محل کار بود همینطور زنده بودن محل و بافت جمعیتی که با اولویت دادن به ایم موضوعات محل فعلی رو انتخاب کردیم.

نیوچرال بی ، کریمون و موزمن سه محله ای هستند که در امتداد میلیتری رود (Military Rd) قرار دارن و در منطقه Lower North Shore یا پایین ساحل شمالی واقع شدن.

میلیتری رود از سمت راست اتوبان براد فیلد و تقریبا بلافاصله بعد از رد شدن از پل هاربر بریج شروع میشه و تا منلی (Manly) ادامه داره وارد میلیتری رود که میشین اولین محله نیوچرال بی بعدش کریمون و بعد موزمن میشه.

فکر کنم آدرس دادن زیاد شد، الان خودم به خودم گفتم بابا خوب ملت میرن از رو نقشه میبینن کجاست دیگه.

به نظرم مهمترین مزایای نیوچرال بی و کریمون نزدیک بودن به شهره از نیوچرال بی با یه اتوبوس و ظرف 7-8 دقیقه میشه به وینیارد رسید که من اینشو خیلی دوست دارم.

محل کارمون هم نورث سیدنیه که خیلی به اینجا نزدیکه و پیاده میریم و میایم که عالیه

در ضمن این چند تا محله به نظرم خیلی زنده هست چون دو طرف میلیتری رود پر از رستورانه و عصرها اگه قدم بزنی حس اینکه خاک مرده پاشیدن رو بهت نمیده همه رستوران ها تا 9-10 بازن و یه زندگی خاصی داره. 

بافت جمعیتی محله بیشتر استرالیای ، انگلیسی ، نیوزیلندی و کلا بیشتر سفید پوست هستند.

اگه اهل ساحل رفتن باشید این محله ها به ساحل زیبای بالمورال (Balmoral) و کلی ساحل بزرگ و کوچیک در خط ساحلی منلی بسیار نزدیکه و با یه اتوبوس و کمتر از نیم ساعت میشه تو ساحل بود.

از نظر خرید مایحتاج زندگی فروشگاه Coles در نیوچرال بی و Woolworth در کریمون نیازهای روزمره رو تامین میکنن. یه Aldi هم در نورث سیدنی هست که به اینجا نزدیکه.

یکی از پاتق های این محله که خیلی هم معروفه یه کافه رستورانیه به نام کافه بلوط (The Oaks) که محوطه بزرگی داره و تو حیاطش یه درخت بلوط قدیمی هست که دور تا دورش میز چیدن و معمولا هم خیلی شلوغه.

به نظرم خیلی جای دوست داشتنی ایه. 

و اما معایب محله: 

به نظرم عیب این محله اینه که بافتش قدیمیه و پیدا کردن خونه نوساز که تقریبا غیر ممکنه و خونه بازسازی شده هم سخت پیدا میشه.

به غیر از این مورد راستش چیزی به عنوان عیب به ذهنم نمی رسه شایدم چون خیلی از اینجا خوشم اومده عیبش به چشمم  نمیاد حالا اگه دوستان عیبی به نظرشون رسید بگن اضافه میکنم.



برچسب‌ها: سابرب های سیدنی Sydney suburbs profile
نوشته شده توسط عمو سجاد در 18:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 3 اسفند1390

گيلانه

الان دارم فيلم گيلانه رو ميبينم تو دانشگاه UTS  بچه هاي اينجا هر چند وقت يه بار يه برنامه ميزارن يه فيلم ايراني ميبينيم.

اين فيلم رو قبلا نديده بودم و جاتون خالي حسابي اعصابمون خورد شد ياد خاطرات زمان جنگ افتادم هر چند بچه بودم ولي خوب اون موقع ما كرمانشاه بوديم و يه سري خاطراتش برام مونده.

فيلم قشنگيه ولي تلخ و به نظرم با نگاهي كاملا واقع بينانه

چندين ساله كه يه سوال دارم و هميشه بهش فكر ميكنم

واقعا ادما چقدر تو انتخاب سرنوشت خودشون نقش دارن!؟

نوشته شده توسط عمو سجاد در 13:1 |  لینک ثابت   •